تبليغاتX
قصه انتظار

قصه انتظار
ما می نخورده مستیم

------------------------------------------------------------------------
آيت‏اللّه‏ العظمي سيدمحمد شيرازي رحمه‏الله مي‏فرمود:

شخصي در عالم مكاشفه، حضرت قمر بني هاشم عليه‏السلام را مي‏بيند و عرض مي‏كند: آقا! من حاجتي دارم؛ به چه كسي متوسل شوم تا حاجتم روا شود؟ حضرت مي‏فرمايد: به مادرم ام البنين عليهاالسلام .
"ستاره درخشان مدينه؛ حضرت ام البنين"

------------------------------------------------------------------------

[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:55 ] [ رو سياه ] [ ]

چه روایتی زیبایی ، لذت بردم ، خدا رو شکر که شیعه به دنیا آمدم :

پیامبر اکرم (ص) در جواب سوالی به ابن مسعود می فرمایند:
خداوند از نور من آسمانها و زمین را خلق کرد و به خدا قسم من از آسمانها و زمین برترم...
و وقتی نور علی (ع) خلق شد خداوند ازآن عرش و کرسی را خلق کرد و به خدا که علی (ع) از عرش و کرسی برتر است...
سپس خداوند نور حسن(ع) را آفرید و از نور او لوح و قلم را خلق کرد و به خدا قسم که حسن(ع) از لوح و قلم بالاتر است...
و چون هستی را از نور حسین(ع) معطر کرد، بهشت و حوریان زیبا روی از نور او پدیدار گشتند والله حسین(ع) از بهشت برتر است...

سپس همه هستی از شرق تا به غرب تاریک ماند، همه منتظر بودند نور وجود نداشت، ملائک به پروردگار از آنهمه تاریکی شکایت کردند و خواستند برطرف شود... پروردگار در اجابت خواسته آنان کلمه ای فرمود؛ از آن کلمه روحی خلق گردید، سپس کلمه دیگری فرمود، از آن کلمه نوری خلق شد؛ پس آن نور را به آن روح اضافه کرد و آن را در بلندترین مکان عرش قرار داد:
همه عالم از شرق تا به غرب نورانی شد. آن روح آمیخته به لطف پروردگار کسی نیست جز دخترم فاطمه زهرا(س) و به همین دلیل او را زهرا نامیدند؛ زیرا نورش آسمانها را روشنن ساخت..... 

[ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:49 ] [ رو سياه ] [ ]

السلام علیک یا فاطمة الزهراء یا سیدة النساء العالمین

خدا عاشق و معشوق شما بود ، حبیب و محبوب شما بود ،

از خلق چنین بنده ای همیشه به خود می نازد : فتبارک احسن الخالقین ...

پیش فرشتگان به خود می بالد ...

...
یا زهرا جان ، دلیل و باعث خلقت شمایید

کور شه هر کی که نمی تونه مقام وجایگاه شما رو ببینه ...

یا سیدة النساء العالمین

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 19:16 ] [ رو سياه ] [ ]

شهدا همیشه زنده هستند ..
نقل قولی از مادر شهید حمیدرضا تفقدی
با ماشین داشتیم می رفتیم بهشت زهرا ، با حاج آقا بودیم . نزدیکای بهشت زهرا که شدیم دیدیم جوانی کنار خیابان است و

منتظر ماشین است ، خیلی شبیه حمید بود، ما هم رفتیم سوارش کردیم ...
از وقتی که سوار ماشین شد ، حال و هوای عجیبی بین ما حکمفرما شد ، هی فک می کردم که حمیده که سوار ماشین شده

ولی اصلا نمی تونستم سرمو برگردونمو نگاش کنم ، فقط به روبرو نگاه میکردم ، انگار که خشکم زده بود ...
به در ورودی بهشت زهرا که رسیدیم ، اون جوون گفتش که دیگه من پیاده میشم ، تا پیاده شد به حاج آقا نگاه کردم و

گفتم : دیدی ، حمید بودا ، ولی حاج آقا سرش پایین بود و همین جوری داشت اشک می ریخت ، خودش متوجه شده بود ...
چند هفته بعد که دوباره داشتیم میرفتیم بهشت زهرا ، از همون مسیر رد میشدیم ، دیدیم که همونجایی که حمیدو سوار کرده بودیم ،

پلاکاردی زده بودن که روش نوشته بود معراج شهدا .....

 

[ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 18:51 ] [ رو سياه ] [ ]

بسم رب الشهداء ...
طلائیه عجب طلائیه ...
یک فایل صوتی عالی گذاشتم ، محشر . گوش ندی از دستت رفته باالخصوص بچه هایی که دلشون برا شهدا تنگ شده ...
شاید گوش داده باشی ولی به دوباره شنیدن و چندباره شنیدنش می ارزه .
حال خوشی بهت دست داد منم دعا کن

لینک دانلود :

شهیدان یادتان بخیر

اللهم عجل لولیک الفرج

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 12:59 ] [ رو سياه ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به نام او که ابر را گریاند تا گل بخندد
پنجره زیباست اگر بگذارند چشم مخصوص تماشت اگر بگذارند

از اظهارنظرهای دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند
لینک دوستان
امکانات وب